سيد محمد على ايازى
314
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
( بويژه خود مرحوم كلينى ) نيست . اشكال مؤلّف « كسر الصنم » روايت يكم و چهارم باب 61 و روايت دوم باب 112 ، صريح در تحريف قرآن است ؛ امّا در باب 93 مىگويد كه كلّ قرآن را جز على عليه السلام و ائمّه ، كسى جمع نكرده است و اين قرآن در ميان مسلمانان ، قرآن اصلى نيست . همچنين باب 164 و 165 ، موهم تحريفاند . نقد و بررسى : همانطور كه بيان شد ، نقل روايت ، هيچ خدشهاى به ناقل آن وارد نمىكند و نمىشود گفت كه نظر ناقل ، همين نقل بوده است . اشكال او در مورد جمع القرآن نيز ربطى به تحريف ندارد و با مطالعهء خودِ روايات ، مىفهميم كه علم تمام قرآن ، از حيث تفسير و تأويل و ظاهر و باطن ، نزد ائمّه عليهم السلام است ، و منظور از « جمع القرآن » به قرينهء اين كه همهء ائمّهء معصوم عليهم السلام را مىآورد ، حفظ و نگهدارى آن است ، گرچه عنوان كلام ، به ظاهر ، موهن تحريف باشد . البته دربارهء معناى اين روايات در كتابهاى بسيارى چون : صيانة القرآن عن التحريف ، اثر مرحوم آية اللَّه معرفت ، توضيح داده شده است . 6 . وجود غاليان در اسناد « الكافى » اشكال مؤلّف « كسر الصنم » بيشتر راويان مرحوم كلينى ، افرادى غالى و خرافى هستند و افكار آنها غلوآميز و مخالف قرآن است . وى تقريباً مىخواهد مسئله را طورى جلوه دهد كه كلينى هم طرفدار غلو است . نقد و بررسى : غلو در همهء اديان بوده است ، مثلًا خداوند به اهل كتاب مىگويد : در دين خود غلو نكنيد و پيرو حق باشيد . « 1 » و در روايات بسيارى نيز آمده كه طبق آيات و
--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء نساء ، آيهء 71 ؛ سورهء مائده ، آيهء 77 .